پاسارگاد باستان ۱۳۹۷-۱-۱۱ ۱۳:۰۹:۲۳ +۰۴:۳۰

تاریخچه پاسارگاد باستان ایران

ایران باستان و هخامنشیان

ظریه‌ای که امروز بیش از هر نظریهٔ دیگری در میان صاحب‌نظران مقبول است اینست که قبایلی که خود را آریایی (آریایی در زبان ایشان به معنی شریف یا نجیب بود) می‌خوانندند در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد (در این تاریخ اختلاف بسیار است) به فلات ایران سرازیر شدند. از بررسی اساطیر و زبان ایشان برمی‌آید که ایشان خویشاوندی نزدیک با هندیان داشتند  و گویا پیش از آمدن آنان به ایران و مهاجرت دستهٔ دیگر به هند با هم می‌زیستند. به هر حال آنچه مسلم است اینست که هر دو دسته خود را آریایی  می‌خواندند.

نکتهٔ دیگر آنکه معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم می‌کنند

دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه‌) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز می‌شود و شامل سلسله‌های پادشاهی پیشدادیان ، کیانیان ، ملوک‌الطوایفی ( اشکانیان ) و ساسانیان است. این روایت سنتی به یک معنی روایتی اسطوره‌ای از تاریخ ایران است و شامل اطلاعات ذی‌قیمت مردم‌شناسانه و اسطوره‌شناسانه ‌است.

روایت دیگر روایت مبتنی بر تواریخ خارجی (شامل تواریخ یونانی، ارمنی، رومی) و مدارک و یافته‌های باستانشناسی (شامل کتیبه‌ها و سکه‌ها) و به طور کلی روایتی مدرن و علمی‌است. در این روایت خاندان‌های پادشاهی در ایران پیش از اسلام از قرار زیرند: مادها ، هخامنشیان ، سلوکیان ، اشکانیان و ساسانیان .

شاید بسیاری باور ننمایند که از سال سی‌ام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا سال ۱۳۴۴ه‍.ق(=۱۳۰۴ه‍.خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان می‌باشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کرده‌اند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و مغولان و صفویان و نادر شاه را می‌توان گفت که بر سراسر ایران حکمروا بودند. از دیگران طاهریان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، بویهـیان، خوارزمشـاهیان، قره‌قویونلویان، آق‌قویونلویان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندان‌های کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند.

هخامنشیان:

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفهٔ پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسلهٔ آنها هخامنش بوده‌است. نامدارترین سرکرده اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن ۷ پ م چیش پیش دوم است که تا سال ۶۴۰پ م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. او چیش پیش پور کوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همه‌شان سرکردگان قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود ۴۰ سال در نظر بگیریم، می‌توان گفت که در زمانی که پارسها در منطقهٔ پارسوای یادشده در سند آشوری (یعنی سال ۸۳۴ پ م) اقامت داشته‌اند، ریاستشان در دست هخامنش بوده‌است.

قبائل پارس در سال ۸۳۴  پ.م در منطقه ای موسوم به  پارسوای مذکور در سند آشوری اقامت گزیدند و تا اواسط سده ی ششم پیش از میلاد به صورت اتحادیه ای از قبایل که دارای قدرت بسیار در قلمرو حکومتی مادها محصوب می شد باقی ماندند. از نامدارترین سران این اتحادیه در صده ی هفتم می توان به چیش پیش دوم اشاره کرد (او چیش پیش  پور کوروش پور کبوجیه پور چیش پیش هخامنش بود). کوروش در تاریخ ۵۵۹ پ.م به رهبری خاندان پارس برگزیده شد و در سال ۵۵۰ پ.م(پیش از میلاد) در جنگ با پادشاه ماد ایشتوویگو پیروز شد و پس از آن به پیروزی هایی در جنگ بابل نو و لیدی و مصر دست یافت و امپراطوری هخامنشی را تاسیس کرد .این امپراطوری پس از او توسط، کمبوجیه(۵۲۲ تا ۵۲۹ پ.م) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پ.م)گسترش و استحکام یافت.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و دودمان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از رویدادهای برجسته تاریخ باستان است. اینان دولتی بنیان‌گذاری کردند که جهان باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر چیرگی خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند.

ارزشمندترین سنگ نوشتهٔ هخامنشی از دیدگاه تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشتهٔ بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشتهٔ بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های فرمانروایی اش که سخت ترین سال‌های فرمانروایی وی نیز بود، به طور موشکافانه روایت می‌کند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور دربارهٔ شخصیت کوروش هخامنشی آمده‌است که: همهٔ نشانه‌ها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعهٔ جهانی بر پایه امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده‌است. کوروش در لشکرکشیها و پیروزی هایش با کشورهای مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام می‌داد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.

sar-soton

معماری ایران باستان

از خصوصیات عمده معماری ایرانی می توان به درونگرایی و نیاز محور بودن بر اساس احتیاجات مردم روزگار خود است، در عین حال از هر گونه اسراف و بیهودگی در بنا اجتناب می شده است. خودبسندگی و استفاده از مصالح بومی به بهترین شکل ممکن در این ابنیه رعایت می شده است. به عنوان مثال در ساخت پاسارگاد از سنگهای منطقه سیوند در نزدیکی دشت مرغاب استفاده شده است.

دو مفهوم «نیارش» به معنای فن ساختمان سازی و شناخت مصالح و ارتباط نزدیک اندازه ها با مفاهیم زیبایی شناختی و مفهوم «پیمون» به معنای استفاده از اندازه های خرد و یکسان در ساخت ابنیه با اشکال گوناگون از مفاهیم بنیادی معماری ایرانی در طول اعصار مختلف بوده است.

image-site-9

بناهای تاریخی پیش از اسلام در ایران را بر اساس سبک معماری می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:

پیش از پارسی، مادها، پارسی و پارتی

الف) معماری پیش از پارسی: محوطه قدیمی زاغه در دشت قزوین، تپه سیلک کاشان، معبد چغازنبیل مربوط به دوران عیلامیان در ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شوش، تپه هگمتانه و نوشیجان تپه در استان همدان از نمونه های این معماری هستند.

ب) معماری دوران مادها: از جمله بناهای آن دوره می توان به گوردخمه دکان داوود یا کل داوود در ۳ کیلومتری سرپل ذهاب، و دخمه فخریگاه در ۱۵ کیلومتری شمال مهاباد اشاره کرد.

ج) معماری پارسی: شیوه معماری پارسی نخستین شیوه معماری ایران است که روزگار هخامنشیان تا حمله اسکندر به ایران را دربرمی گیرد. در این معماری، بیشتر از آن که بتوانیم به یک سبک خاص اشاره کنیم می توانیم توانایی و هنر ایرانی را در تقلید درست و هماهنگی میان سبک های مختلف از تمدن های دیگر را در این دوره برجسته کنیم.

در حقیقت اساس شیوه پارسی از همان ساختمان های ساده که در سرزمین های غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده برگرفته شده است. اما پدیده تازه ای که با گسترش فرمانروایی پارس ها روی می دهد، همکاری هنرمندان مختلف از سرزمین های گوناگون است.

علاوه بر نمونه هایی که به عنوان معماری پارسی ذکر شد می توان به الگوی چهارباغ اشاره کرد که یکی از ماندگارترین ابداعات هخامنشیان در عرصه طراحی و معماری است که در پاسارگاد پا به منصه ظهور گذاشت و ادامه یافت.

برخی از ویژگی های معماری پارسی عبارتند از: ساخت ساختمان بر روی سکو، صفه و تختگاه؛ درونگرایی؛ زیباسازی پیرامون ساختمان ها؛ بهره گیری از سقف خمیده و تاق در زیرزمین ها؛ استفاده از سنگ بریده و منظم و پاک تراش و صیقلی؛ پی سازی با سنگ لاشه؛ نماسازی بیرونی با سنگ تراش و نماسازی درونی با کاشی لعابدار؛ پرداخت کف با بهترین مصالح؛ بهره گیری از ستون؛ پایه ستون و سرستون.

محوطه تاریخی پاسارگاد به علاوه آرامگاه کوروش، کاخ آپادانا در شوش، مجموعه کاخ های تخت جمشید و آرامگاه های پادشاهان ایرانی  در نقش رستم از نمونه های معماری این سبک هستند.برخی از ویژگی های معماری پارتی به قرار زیر است: درونگرایی با بهره گیری از میان سرا؛ شکوه و عظمت دادن به ساختمان ها با بلند ساختن آنها؛ بهره گیری از تاق و گنبد؛ پی سازی با سنگ لاشه؛ گچ بری با خطوط شکسته و خمیده.

د) معماری پارتی: شاید بتوان گفت آن چه که ما معماری پارتی می نامیم نه معماری یونانی است و نه معماری هخامنشی. در این دوران معماران به نوآوری بزرگی در طول تاریخ بشری دست یافتند که همان پوشش های تاقی در دهانه های بزرگ و گنبدها در زمینه چهارگوش است.

معبد آناهیتا در کنگاور به جا مانده از ساسانیان،  کوه خواجه در سیستان، آتشکده فیروزآباد در ۳ کیلومتری شمال غرب شهرستان فیروزآباد استان فارس، بازه هور در نزدیکی نیشابور، کاخ سروستان و کاخ خسرو در قصر شیرین از نمونه های  این سبک معماری در داخل ایران به حساب می آیند.

طاق کسری در نزدیکی بغداد، کاخ الحضرا (هنرا یا هیترا)، مجموعه فسا و کاخ آشور از نمونه های این سبک معماری هستند که خارج از مرز جغرافیایی ایران امروزی قرار دارند.

بنای پاسارگاد

بدون شک یکی از پرافتخارترین دوران تمدن ایرانی متعلق به سلسله هخامنشیان است. در این میان نقش بی بدیل کوروش کبیر و داریوش اول به خوبی قابل درک است. همت این دو پادشاه ایرانی در عظمت ایران زمین بر کسی پوشیده نیست. یکی از بناهایی که در زمان کوروش ساخته شد و آرامگاه او نیز در آن قرار دارد، مجموعه پاسارگاد می باشد. علاقه ایرانیان به کوروش، در نامگذاری فرزندان خود و نامگذاری مجموعه شرکتها به نام آثار تاریخی بر جا مانده از آن دوره جلوه کرده است. ایستگاه بذر پاسارگاد نیز به جهت قدردانی از پیشینیان خود این نام را برگزیده است.

نام گذاری پاسارگاد:

در مورد واژه پاسارگاد نظریات گوناگونی ابراز شده است:

۱-قدیمترین ضبط این نام در متون عیلامی تخت جمشید و به املاهای بَتْ رـ ق ـ تَش ، بَتْ ـ رـ ق ـ دَ ، بَئیش ـ رـ ق ـ دَ و غیره آمده است. هالُک بر اساس گل نبشته های تخت جمشید معتقد است که صورت عیلامی واژه پاسارگاد، بَتَرکُتُ بوده است.

۲- نخستین کسی که در این زمینه اظهار نظر کرده، هردوت است که از پاسارگادی یا کهپاسارگادی به عنوان مهمترین طایفه و عشیره پارسیان نام برده و هخامنشیان را برخاسته از این طایفه میداند. کنت کورس این واژه را به صورت پارسه گََد آورده است. وجود این واژه در پارسی باستان مورد تردید است و پاسارگاد را محل استقرار پارسیان، زیستگاه پارسیان، تختگاه پارسه و دژ پارسیان معنی کرده اند

۳- یک دسته از روایات باستانی نام شهر را« پاسارگاد» می داند. در تأیید این که «پاسارگاد» صورت اصلی است سخن هرودت را باید آورد که «پاسارگادیان » را مهمترین قبیله پارسی می داند و به کتیبه ای که از آغاز دوره سلوکی در خود پاسارگاد یافته شده است می توان استناد کرد که در آن املای یونانیِ  r g a ¨ d a  P a s a و املای آرامیِ «پسرگد » ضبط است.

۴- کونتوس کورتیوس ، مورخ رومی ، در اثر خود به نام «تاریخ اسکندر کبیر»، املای «پارسه گده » را آورده است و استفان بیزانسی (قرن ششم میلادی ) گفته است که معنای نام شهر، «لشکرگاه پارسیان » بوده است.

۵- ایلیا گرشویچ اصل فارسی باستان این نام را *پسرگد (یا در لهجه های دیگر *پثرگد و *پزرگد ) دانسته و معتقد است نام پاسارگاد از اسم قبیله شاهی پارسیان یعنی قبیله «پاسارگاد» گرفته شده که « گران گرزان» (پُسُر یا پُزَر یا پُچُرُ به معنی گران و سنگین و گَرُ یا گدا به معنی گرز می باشد) معنی می داده است.

۶- در حدود ۴۰۰ ق م کتزیاس ، پزشک یونانیِ اردشیر دوم ، در کتاب خود، « تاریخ ایران » ، واژه « پازارگاد » را آورده است. استرابو و آریستوبولوس ، از همراهان اسکندر مقدونی و تعدادی دیگر از مورخان هم املای «پاسارگاد» را به همین ترتیب نوشته اند.

۷- عده ای نام پاسارگاد را با «پارس ، پرس» ارتباط داده اند تا جائیکه به عنوان نمونه ویلیام اوزلی که در ۱۸۱۰ تا۱۸۱۲ به همراه نماینده بریتانیا در ایران بود در سفر نامه خود تخت جمشید و پاسارگاد را یکی می داند و می گوید کلمه «پرسه پلیس» را به نادرست یاد کرده اند و آن « پارسه گرد» بوده یعنی « نشیمنگاه پارسیان».

۸- عده ای نیز معتقدند که پاسارگاد در اصل پس از کادرش یعنی پشت کوه ارکادر بوده است.کوه ارکادر را داریوش کبیر ضمن نبشته های میخی خود در بیستون ( بند ۱۱ از ستون اول ) ذکر کرده است.

همچنین گفته شده که پاسارگاد ممکن است تغییر یافته پارسه گراد باشد که معنی آن شهر پارس است. گراد و گورد و گرد(مانند دستگرد) معنی شهر می‌دهد و در زبان پارسی و عربی بصورت کوره بکار می‌رود مانند کوره اردشیر و کوره دهات.

سازندگان پاسارگاد:

از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ می دانسته‌اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می‌شود:

اول، آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص می‌شود طراح همه یکی بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده‌اند.

دوم، کتیبه سه زبانه عیلامی، پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاه‌های آن سه کاخ نشان از ارتباط  آن‌ها با کورش داشته‌اند.

سوم، نوع معماری و به خصوص شیوهٔ سنگ‌تراشی و بست‌های پاسارگادی نشان از قدمت بیشتر این بنا نسبت به تخت جمشید دارد. نقوش موجود در پاسارگاد از هنرهای سنتی کشورهای مختلف گرفته شده‌اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته‌اند.  آزمایشی و تجربی بودن بعضی از آثار به خوبی مشخص است و آثار سنگ تراشان لودیه‌ای و ایونیه‌ای به ویژه در نوع تراش سنگ‌ها و ابزار و آلات سنگ تراشی و “نشانه‌های سنگ تراشان” پیداست. بنابراین شکی وجود ندارد  که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده‌اند.

بدون تردید کاخ محل سکونت نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. ظاهراً هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد پایتخت لیدی (شهر سارد واقع در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته است. به احتمال زیاد، تعدادی از اساتید معماری اهل لیدی در پاسارگاد به کار گماشته اند. در کاخ تناسب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایه‌ها، به وضوح قابل مشاهده است. این سنگها از اطراف سیوند آورده شده است

موقعیت جغرافیایی:

شهر پاسارگاد در ۱۳۸ کیلومتری از شیراز در ۷۰ کیلومتری شمال پارسه (تخت جمشید)، در جاده آسفالت شیراز- آباده در فاصله سه کیلومتری جاده قرار دارد. دشتی که پاسارگاد در آن واقع شده، «دشت مُرغاب» نامیده می شود و با مساحتی حدود ۲۰×۱۵ کیلومتر، ۱۲۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. رود پُلوار که در ایران باستان مدوس نامیده می شد، این دشت را سیراب می کند.ثبت جهانی پاسارگاد

پاسارگاد، جمهوری اسلامی ایران به سال ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق با سال ۲۰۰۴ میلادی بر اساس بندهای یکم، دوم، سوم و چهارم معیارهای فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید:

  • معیار یک: پاسارگاد نخستین نمونه بارز معماری سلطنتی هخامنشی است.
  • معیار دو: پایتخت سلسله هخامنشی به دست کوروش کبیر و با کمک سایر اقوام قلمرو امپراتوری او، ساخته شد. پاسارگاد مرحله مهمی از تحولات هنر و معماری ایران باستان را نشان می دهد.
  • معیار سه: محوطه باستان شناختی پاسارگاد با کاخ‌ها، باغ‌ها و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی یادبودی استثنایی از تمدن هخامنشیان در ایران است.
  • معیارچهار: مجموعه سلطنتی «چهار باغ» که در پاسارگاد ساخته شده بود، تبدیل به الگویی برای معماری و طراحی در آسیای غربی شد.